مؤلف مجهول

100

تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )

سنوب كرد بيك هفته فتح كرد . از ولايت جانيك دوانزده پاره قلعه ستذ خراب كرد . زيرا جاى آن نبود كه مسلمان قرار كند . صاحب جانيك را بخراج بريد . سلطان ركن الدين در تخت خود آسوده مىبوذ . آخر صاحب غرضان بسلطان گفتند كه مال او مىخورد ، همين نام و زحمت تو ميكشى . چنان شد كه كار ايشان بيرغو [ به يرغو ] و داورى انجاميد . حديث صاحب فخر الدين خواجه على مردى بوذ از خدمت كاران آل سلجوق . قرب پنجاه سال منصب گوناگون يافته بود . آخر نايب سلطان عز الدين شده بوذ . چون شمس الدين بابا از طرف باتو رسيد ملك روم ميان عز الدين و ركن الدين مناصفه شذه بوذ . وزارت طرفين او داشت . [ گ 26 ب ] چون شمس الدين بابا نماند وزارت سلطان عز الدين به صاحب فخر الدين رسيد . بارها برسالت نزد منكوخان و باتوخان كرده بر مغل اعتبارى عظيم داشت ، و فرزندان مقبل حاصل كرده چون سلطان عز الدين رفت ، وزآرت ركن الدين با او عآيد شد ، چون دشمنى ميان معين الدين و سلطان ركن الدين واقع شد صاحب فخر الدين با سلطان ركن الدين در قونيه بوذ ، و صاحب فخر الدين سلطان ركن الدين را ستد بآقسرآ برد . در ميان يرغو آنجا شهيد شد ، روز چهارشنبه بيست و دوم ماه جمادى الاخر سنه اربع و ستين و ستمايه . « 1 » بيست [ و ] ششم اين ماه مرقدش را بقونيه آوردند .

--> اصطلاح ادارى ايشان عبارت بوده از ولايتى وسيع واقع بر ساحل جنوبى درياى سياه در مغرب طرابوزان . كلمهء جانيق ظاهرا از كلمهء گرجى « چان » مىآيد كه در زبان فارسى به معنى « لاز » است يعنى اقوام لاز سكنهء لازستان ولايت معروف بر ساحل جنوب شرقى درياى سياه . جوينى - تاريخ جهانگشاى جوينى ج 3 ، ص 491 . ( 1 ) . اصل : جميد الاخر 664 .